یاد باد آن روزگاران یاد باد
یاد و خاطره ی روزهای تلخ و شیرین دانشگاه تهران
در كتاب « دعائم الاسلام،عهدنامه مفصلي از پيامبر اعظم حضرت محمد (ص) نقل شده كه حاوي نكات بسياري در شيوه حكمراني و نكات مديريتي است. آن چه مي خوانيد ، اقتباس و تلخيصي از اين عهد نامه و منشور نوراني ، خطاب به كارگزاران و مديران است. اميد است که هر مسئولي در هر کجا که خدمت ميکند در حد توان گوشه چشمي به راهنمايي هاي پيامبر اسلام به عنوان برترين الگو داشته باشد. چرا افراد در مقابل تغییر به شدت مقاومت می کنند؟ و چه کار باید کرد تا بر این مقاومت غلبه کرد؟ 6 علل اولیه مقاومت : مقاومت کارکنان در برابر تغییر موضوع پیچیده ایست که مدیران در سازمانهای پیچیده و همیشه در حال تکامل با آن مواجهند. فرآیند تغییر همیشه وجود دارد و مقاومت کارکنان به عنوان یکی از عوامل مهم و حساس شکست بسیاری از تلاشهای هر چند خوش نیت و به خوبی درک شده اعمال تغییر در سازمانها به حساب می آید. مهندس موسوی در زمان ریاست جمهوری حضرت آیت الله خامنهای ، به نخست وزیری رسید. او همچنین عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی و مدیر مسوول ارگان این حزب بوده است. با نزدیک شدن به انتخابات دوم خرداد ، اصلاح طلبان امروزی به فکر حضور بزرگ در انتخابات افتادند. به همین دلیل بلافاصله سران جناح چپ به سراغ میر حسین موسوی رفتند. رایزنیهای ایشان با کارشناسان سیاسی ادامه داشت و امیدواری نزد جناح مذکور به بالاترین حد خود رسیده بود (که حتی روزنامهٔ سلام ، موسوی را نامزد جناح چپ معرفی کرد) ، که ناگهان در پاییـز ۷۵موسوی با انتشار بیانیهای انصراف خود را از نامزدی انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد، که در این ارتباط نقل میشود که وی چند روز قبل ازانتشار آن بیانیه ، با دوستان صمیمی خود مشورتهای آخر را انجام داده و همان مشاوره ایشان را منصرف میکند.و بعد از آن به دنبال جانشین موسوی به سراغ خاتمی کم شهرت آن زمان میروند که وقت بسیار کمی برای جناحی که از حاکمیت خارج بود و باید به طور گسترده تبلیغات میکرد، ایجاد شده بود و ازآن طرف هم کمبود امکانات مالی و نداشتن رسانهٔ فراگیر (به جز روزنامه سلام که در سال ۷۸ توقیف شد)، همه را به پیش بینی شکست نمایندهٔ کم شهرت (به نسبت موسوی) جناح چپ ، سوق میداد که شکست بزرگ جناح راست که قصد یک دست کردن حاکمیت را داشتند، را باعث شد. همین حکایت دعوت گسترده از مهندس موسوی در انتخابات ۸۴ هم تکرار شد که باز هم مهندس موسوی از نامزدی سر باز زد و از حضور ملت ایران عذر خواست.نقش میر حسین موسوی در قدرتمند شدن فرهنگستان هنر به اندازهای است که این نهاد حتی از مرکز هنرهای تجسمی وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی نیز فعالیتهای بیشتر و گستردهتری را انجام داده است اما حضور او در بیشتر این رویدادها به عنوان یک هنرمند رقم میخورد. چنانکه به نظر میرسد او بیشتر ترجیح میدهد دوران بازنشستگی زودرس خود را با نام یک نقاش یا معمار سپری کند و نه حتی یک مدیر فرهنگی. از فعالیت های هنری و علمی او می توان از شرکت در یازده نمایشگاه نقاشی انفرادی و جمعی، طراحی برای دانشگاه شاهد، طراحی گلستان شهدای اصفهان، طراحی بنای یادبود شهید خرازی، طراحی مجموعه فرهنگی - تجاری بین الحرمین در شیراز، طراحی مسجد سلمان فارسی برای نهاد ریاست جمهوری، طراحی مرکز مطالعات استراتژیک نام برد. مهندس مير حسين موسوي در بيانيه تقدير از هشت سال تلاش دولت حجتالاسلام والمسلمين خاتمي كه آن را در اختيار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) قرار داده، خاتمي و دوران هشت سالهي دولت او را چنين توصيف ميكند: «هشت سال دوران رياست جمهوري فرزند فاضل، با تقوا و متعهد حضرت امام خميني(ره) برادر عزيزمان جناب حجتالاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي به پايان خود نزديك ميشود و لبخندهاي شيرين در اين روزها خبر از آن ميدهد كه زخمهاي بيشماري كه در طي اين مدت به آن جان عزيز وارد شد به همين زودي و پيش از به اتمام رسيدن دوران خدمتش التيام يافته است. رنجي كه براي خداوند پذيرفته شود، ميوههاي شيرين خواهد داد و هر قدر كه ايمان به فضل الهي بيشتر باشد، اين ميوهها زودتر به بار ميرسند. قدرداني از دستاوردهاي بزرگي كه دولت خاتمي در طي اين هشت سال داشته است، وظيفهاي صرفا اخلاقي نيست تا از خدمات بيشائبهي برادري مخلص و بيادعا سپاسگزاري شده باشد، بلكه همچنين براي آن است تا آيندگان قدر آنچه با خون دل بسيار فراهم آمده است، بدانند و آن را به راحتي از دست ندهند. وی در مراسم بزرگداشت آیت اله شهید بهشتی در سال 1386 گفته است: یک نقاش برجسته فرنگی که در دو سه دهه اخیر در فضای هنری غرب بسیار تأثیرگذار بوده یکسری نقاشی دارد که از شخصیتهای مختلف به تصویر کشیده است، این نقاشیها ابتدا بدین صورت است که تصویری از یک شخصیت میگیرد و یا انتخاب میکند. این تصویر در متن یک حادثه و اتفاق است که به خوبی واقعیت و اهمیت و رابطه آن شخص در محیط سیاسی، اجتماعی را به نمایش میگذارد، بعد این نقاش میآید از این تصویر اصلی با یک فیلتر یک کپی بر میدارد، سپس از آن کپی، کپیهای دیگری گرفته میشود. و ی افزود : مثلاً به ده یا بیست کپی که رسید، آنها را در کنار هم قرار میدهد، درنهایت وقتی شما این تصاویر را در مجموع کنار هم قرار میدهید نشاندهندة این مسئله است که تصویر آخری از تصویر واقعی از عکس اولیه به کلی فاصله گرفته است و فضای واقعی آن عکس اصلی میباشد. موسوی گفت : به قول امروزیها یک شکل هنری که هیچ ربطی به واقعیت بیرونی ندارد و درواقع هیچ رابطهای با واقعیت امروزی در جامعه آنها ندارند. این نقاش برای اینکه به خوبی هدف خودش را نشان دهد، در مورد چند چهره این موضوع را امتحان کرده است. همچنین او در مورد اشیایی که مورد معامله و تجارت نیز قرار میگیرد این سبک را اجرا نموده است. و ی با اشاره به اینکه بعضاً از یک جعبه بیسکویت یک عکس کامپیوتری گرفته و بدین شکلی که عرض کردم کپی تهیه شده و سپس آنها را در کنار هم قرار داده است گفت : این مجموعه عکس تبدیل به یک نقاشی شده که با تغییر نشانههای هنری و زیباشناسی ارتباط برقرار میکند. ولی دیگر ارتباطی به غذا و ایجاد فضایی برای انسان که راهنمایی برای استفاده از این مواد غذایی باشد و یا مشخصات این کالا را معرفی کند، ندارد. وی در ادامه افزود : آن چیزی که ما در رابطه با شخصیتهای تاریخی و مؤثر و همچنین شخصیتهای سیاسی و مؤثر در ابتدای انقلاب اسلامی داشتیم بیشباهت به تمثیلی که نقاش مورد اشاره دارد، نمیباشد. من فکر میکردم در رابطه با بزرگداشت هفتم تیر و شخصیت بزرگوار آن حادثه یعنی شهید بهشتی، تصویری که ما در سال 1361 برای بزرگداشت ایشان داشتیم و در سالهای 62 و 63 تا الان داشتیم سال به سال فرق کرده است. رییس فرهنگستان هنر گفت : به نظر میرسد قدرت ما برای فهم آنچه باعث بروز چهرهای درخشان چون شهید بهشتی و دیگر یارانش بوده است به علت فاصله گرفتن نظام ارزشی جدید، پیشداوریهای که به دنبال این فضاهای جدید و اتفاقات گوناگونی که حادث شده واقعاً دشوار شده است. لذا اندیشیدن به این مسئله بسیار مهم است، این سرنوشت غلط نه ربطی به چهره شهیدبهشتی دارد و نه به قانون اساسی مربوط میشود. از خواندن نوشته های او و دیدن کارهای هنری ساخته شده توسط او بیشتر می توان او را شناخت تا از قضاوت در مورد دوران نخست وزیری اش چرا که او نیز چون هر انسان دیگری در حال تغییر و تکامل است.
منبع:پایگاه اطلاع رسانی و خبری نکته نیوز
1- بنگر كه كجا و چگونه بودي و امروز در كجايي؛ نصيحت را از خودت آغاز كن و در كار خاصان و شناخت آن چه به سود و زيان توست، نيكو بنگر.
2- چنان مباش كه پنداري كرامتي را كه خدا در حق تو كرده ، واجبات را از دوش تو برداشته و تو شايسته آني كه مسئوليت سنگين را از تو بردارد ؛ از اين رو ، در پي شهوات و خواسته هاي بروي .
3- جايگاه خود را بشناس؛ سرانجام خود را در نظر آر و آن را بسيار ياد كن و بسيار بينديش كه چه مي كني و چه كساني با تو مشاركت دارند.
4- ببين پدرانت، حكمرانان و شاهزادگان ديگر كجايند كه دنيا خوار بودند؟ تو اكنون ميراث خوار آنان و اداره كننده حكومت آنان هستي؛ چه شد كه گنج ها كه اندوختند و آن بدن هاي ناز پرورده و آن امير زادگان مرفه اكنون كجايند؟
5- از بدي هاي گذشتگان عيب مي گرفتي و كارشان را زشت مي شمردي ؛ امروز از خودت عيب جويي كن و بر حذر باش كه به همان سرنوشت دچار نشوي.
6- تو درباره پيشينيان و كارشان داوري مي كردي ؛ آيندگان درباره تو و كارهايت به قضاوت خواهند نشست و نسبت به تو همان را خواهند گفت كه تو در باره ديگران مي گفتي.
7- ثروت اندوزي از حرام را نيرو مپندار و بذل و بخشش ناحق را سخاوت ندان. «قدرت» در خويشتن داري است و «جود» ، در پرداخت آن چه وظيفه توست.
8- دلت را خانه مهرورزي به مردم قرار بده ؛ نسبت به مردم درنده اي مباش كه لغزش هايشان را فرصت غنيمت شماري؛ زيرا آنان يا هم كيش تو يا همنوع تو هستند و به عفو و گذشت تو محتاجند.
9- در كيفر، شتاب مكن؛ مگو كه اميرم و هر چه خواستم ، مي كنم و هرگاه قدرت و حكومت ،تو را به غرور و عجب كشاند، به ياد خدا باش كه برتر از توست و به ياد مرگ باش كه سرمستي و شادماني بي جاي تو را درهم مي شكند.
10- ميان خود و نزديكانت با مردم منصفانه رفتار كن كه اگر انصاف نكني، در حق آنان ستم كرده اي و هر كه به بندگان خدا ستم كند، طرف حسابش خداست.
11- شيوه ظالمانه ، به زوال نعمت مي انجامد و اصرار بر ظلم ، انتقام الهي را در پي دارد؛ زيرا خداوند ، دادخواه مظلومان و دشمن ظالمان است.
12- به كار بيشتري بپرداز كه در راستاي حق و رضاي خالق و توده مردم باشد؛ نه آن چه كه با رضايت خواص، رنجش عموم مردم را در پي دارد.
13- توده مردم ، سامان بخش امور زمامداران و بازوي حاكم و مايه خشم بر دشمنانند؛ پس تا وقتي مطيع فرمانند، دلت با آنان و ميلت همراه ايشان باشد.
14- آنان كه بيشتر در پي كشف عيوب مردمند ، در نظرت نكوهيده تر ، باشند؛ زيرا در مردم عيب هايي است كه والي سزاوارتر است تا آنها را بپوشاند.
15- آن چه بر خود نمي پسندي ، بر مردم هم مپسند و تا مي تواني رازها و عيوبشان را بپوشان تا خدا هم عيوب تو را بپوشاند.
16- در پذيرش سخنِ سخن چينان، شتاب مكن كه سخن چين راست نمي گويد.
17- بخيلان ، حريصان و ترسويان در مشورت هاي خويش وارد مكن؛ زيرا بخل و حرص و ترس ، هر سه ، ريشه در بدبيني به خدا دارد.
18- بدترين وزيران و همكارانت ، آنانند كه همكار اميران پيشين و همدست جرايم آنان بوده اند؛ آنان را در حكومت خود راه مده و در كارهايت وارد مكن .
19- كساني را ياران و همكاران خاص خويش برگزين كه همكاران ظالم و ياور گنه كار نبوده اند؛ آنان را مخصوص همنشيني و دوستي در نهان و آشكار قرار بده و كساني را گرامي تر بدار كه نسبت به حق ، گويا تر و نسبت به مردم ، با انصاف تر باشند.
20- با كساني بيشتر همدم باش كه اهل تقوا، راستي، خرد و شرافت باشند و از كساني بيشتر فاصله بگير كه اهل تملق، چاپلوسي و ستايش گري اند؛ زيرا مدح بسيار ، غرور و غفلت مي آورد.
21- نيكوكار و بدكار را به يك چشم نگاه مكن؛ زيرا اگر چنين كني، نيكوكار، در كارش بي انگيزه مي شود و خلافكار، در كار خلافش گستاخ مي گردد.
22- سنت هاي خوب گذشته را بر هم مزن و سنت هاي مضر به روش ها و سنن خوب گذشته را پايه گذاري مكن.
23- در برپايي عدل و حق، با عالمان و حكيمان بسيار مشورت كن كه اين شيوه، احيا گر عدل و زداينده باطل است.
24- كساني را به فرماندهي لشكريان بگمار كه بردبارتر ، داناتر، با سياست تر و خوش اخلاق تر باشد و نيز دير به خشم آيند؛ زود عذر پذيرند و به ضعيف ، رأفت داشته باشند.
25- با كساني بيشتر بپيوند كه دين شناس ، ديندار، خوش سابقه و شجاع باشند.
26- به سبب توجه به كارهاي بزرگ ، امور كوچك نظاميان را ناديده نگير كه هر كدام از كارهاي بزرگ و كوچك ، جاي خاص خود را دارند.
27- زندگي لشكريان و سپاهيان و خانواده آنان را تأمين كن تا در جنگ با دشمن ، يك دل باشند و فكرشان نگران خانه و خانواده خود نباشد.
28- امنيت عمومي در شهرها و همدلي و همبستگي لشكريان، بهترين نور چشمي زمامداران است.
29- به فرماندهان شجاع و رزمندگان لايق ، توجه خاص داشته باش و از حال يكايك آنان جويا شو و از آنان ستايش كن تا هم شجاعان ، شجاع تر شوند و هم ديگران تشويق گردند و در عين حال، مأموراني امين و صادق را بر آنان بگمار تا عملكرد آنان را در جبهه هاي نبرد ، به طور دقيق ، به تو گزارش دهند.
30 – موقعيت بزرگان ، سب نشود كه تلاش اندك آنان را بزرگ شماري و وضعيت افراد عادي، موجب نگردد كه تلاش عظيم آنان را ناچيز شماري.
31- كساني را به قضاوت بگمار كه با فضيلت ترين، داناترين، بردبارترين و پرهيزكارترين افراد باشند؛ تا كارها، آنان را به تنگ نياورد؛ مغلوب اطراف دعوا نشوند؛ طمع نداشته باشند؛ دچار عجب و خودپسندي نشوند؛ تعريف و تمجيد ، آنان را نفريبد و در پي گيري مسائل، كم حوصله نباشند.
32- به وضع و زندگي قضات، به خوبي رسيدگي و زندگي شان را تأمين كن تا طمع و نياز به مردم نداشته باشند و در دام رشوه نيفتند.
33- به حكم قاضيان و راي آنان رسيدگي كن تا اختلاف در حكمشان نباشد. كه اگر چنين شود، عدالت تباه مي شود؛ دين نقصان مي يابد و تفرقه پديد مي آيد.
34- كارگزاران را بر اساس شناخت و آزمون به كار گمار؛ نه بي تحقق و بررسي؛ زيرا به كار گماشتن نالايقان و نا آزمودگان ، سبب جور و خيانت و موجب زيان بر مردم مي گردد.
35- كساني را به كار گمار كه پرهيزگار، دين شناس ، دانا، سياست مدار ، با تجربه ، خردمند و با حيا باشند و از خانواده هاي شريف و ديندار كه پاك ترند و خويشتن دارتر و كم طمع تر و آينده نگر تر.
36- زندگي كاركنانت را تأمين كن و نيازشان را برآور؛ تا هم خود را بهتر اصلاح كنند و هم به اموال ديگران دست درازي نكنند و هم اگر خطا كردند و نافرمان شدند، حجتي برآنان داشته باشي.
37- هرگز اهل تكبر و نخوت و غرور و افراد جاه طلب و ستايش دوست را براي مسئوليت انتخاب نكن.
38- اگر يكي از كارگزارانت دست به خيانت زد يا فسادي مرتكب شد و گزارش مأمورانت و حرف هاي مردم هم آن را تأييد كرد. او را تنبيه كن و آن چه را گرفته ، از او بگير و در ميان مردم، او را رسوا كن تا مايه عبرت ديگران شود.
39- بيش از دريافت ماليات و خراج، به عمران و آباداني بينديش؛ ماليات هم وقتي مي تواني بگيري كه زمين را آباد سازي. هركس بدون عمران و آباداني بخواهد ماليات بگيرد، شهرها را ويران و مردم را هلاك خواهد ساخت.
40- آباد سازي شهرها، بهتر از پر كردن خزانه است؛ آن چه هم خزانه را پر مي سازد، آباداني شهرهاست . اگر آباداي ها ويران شود ، خزانه هم تهي مي ماند.
41- اگر دوست داري سر انجام نيكي و بدي را بداني ، به كار نيكان و بدان گذشته بنگر.
42 – به ثروت اندوزي نينديش؛ به ذخيره سازي خيرات و خوبي ها همت بگمار.
43- در امور ديواني و دبيري، كسي را نگارش نامه هاي محرمانه و اسناد سري گمار كه ادبش بيشتر، ياري اش براي تو بهتر، فكرش پخته تر و از همه مطمئن تر و راز دار تر باشد و ظرفيت احترام و لطف تو را داشته باشد؛ اسرار تو را آشكار نسازد و جايگاه خود را بشناسد.
44- در گزينش منشيان و دفتر داران ، به خوش گماني خويش تكيه نكن ؛ بلكه به سوابق كار و تجار پيشين آنان بنگر.
45- براي هر مجموعه از كاركنانت ، رئيسي انتخاب كن كه امانت دار و انديشمند باشد؛ از كارهاي بزرگ به زانو در نيايد و كارهاي كوچك را وا نگذارد و پيوسته بر كار آنان مراقبت و نظارت داشته باشد و از رفتارشان با مردم خبر بگير.
46- صنعت گران و پيشه وران، سرچشمه سود رساني به مردمند؛ آنان را به نيكي توصيه كن و حرمتشان را نگه دار و از حالشان جويا باش و مراقبت كن تا احتكار و سود جويي و حرص آنان ، مايه افزايش نرخ ها و فشار بر مردم و انتقاد بر حكومت نگردد.
47- از حال بينوايان و محرومان، بي خبر مباش ؛ سهمي از بيت المال را براي آنان اختصاص بده و به همه يكسان و بي تبعيض برسان. پرداختن به كارهاي مملكت ، تو را از نيازمندان غافل نسازد و در حكومتت، ضعيفان كه دستشان از تو كوتاه و نيازشان از چشم مأمورانت پنهان است، تباه نشوند كه هيچ عذري نداري . مطمئن ترين نفرات را براي رسيدگي به امورشان برگزين ؛ كساني كه نه به ديده تحقير ، به فقير بنگرند و نه شخصيت بزرگان ، چشمشان را پر كند.
48- به زمين گيران ، گرفتاران ، يتيمان و پرده نشينان فقير كه نه اهل درخواستند و نه روي عرض حاجت دارند ، رسيدگي كن و به خاطر خدا ، سهمي از بيت المال برايشان مقرر گردان.
49- بخشي از وقت خود را براي ديدار حضوري و رفع نياز نيازمندان و شنيدن حرف ها و شكايت ها اختصاص بده تا آنان بي ترس و مزاحمت، خواسته هايشان را بگويند.
50- براي رسيدگي به كارها ، تقسيم وقت كن و همه تلاش خود را به كار گير و كار هر روز را همان روز انجام بده و بهترين وقت هايت را براي رابطه خودت و پروردگارت اختصاص بده و چيزي را براي اداي واجبات ، مقدم مشمار و بين خود و مراجعان ، حجاب طولاني قرار مده كه بدگماني مي آفريند و كارها را بر تو آشفته مي سازد.
۱-اگر طبیعت تغییر برای کسانی که قرار است تحت تاثیر تغییر قرار بگیرند به درستی مشخص نشده باشد.
۲-اگر از تغییر تعبیر و تفسیرهای فراوانی شود.
۳-اگر کسانی که تحت تاثیر تغییر قرار می گیرند فشارهای زیادی احساس کنند که آنها را از تغییر بترساند.
۴-اگر افرادی که تحت تاثیر تغییر قرار میگیرند زیر فشار زیادی قرار بگیرند تا تغییر بر آنها تحمیل شود به جای اینکه در مورد جهت و یا طبیعت تغییر با آنها صحبت شود.
۵-اگر تغییر در زمینه های شخصی باشد.
۶-اگر تغییر ارزشهای نهادی ایجاد شده در گروه را نادیده بگیرد.
توضیحات کارامد:
در بسیاری از مواقع ، انتظار می رود منابع زیادی توسط سازمانها برای تطبیق دادن کارکنان برای دستیابی کارکنان به اهداف با روشهای جدید به کار رود. گرایش طبیعی برای افراد اینست تا از وضع موجود دفاع کنند. و این مسئله ارائه کننده مجموعه ای از چالشهاست که مدیر باید بر آنها غلبه کند تا بتواند تغییرات مورد نظر خود را اعمال کند. مدیریت همچنین باید به طور جدی مشکلات زیادی را که ناشی از عدم حساسیت خود انها نسبت به مقاومت در سازمان است را به حساب بیاورد.
به منظور تسهیل یک تحول هموار از روشهای قدیمی به جدید ، سازمانها باید صلاحیت لازم در مدیریت تغییر موثر را داشته باشند. فرآیند مدیریت تغییر تشکیل شده است از مورد قبول قرار دادن تغییر توسط کسانی که در این فرآیند دخیلند و یا از آن تاثیر می پذیرند و مدیریت هرگونه مقاومت در آنها.
بررسیها تاکید دارند که تغییر معمولا روان افراد را درگیر می کند. بنابراین هیچ کتاب و یا پاسخ دقیقی به این مسئله وجود ندارد که چگونه و به بهترین شکل می توان تغییر را اعمال کرد و بر مقاومتها پیروز شد. از آنجائیکه افراد از هم متفاوتند ، ادراکات آنها و دلایلشان برای مقاومت متفاوت است. در نتیجه محققان و پژوهشگران تنها می توانند در زمینه مواجهه و حذف مقاومت در سازمان تئوری پردازی کنند اما در نهایت تنها راه مواجهه اثر بخش با مقاومت ، درک شرایط به خصوصی است که در افراد باعث مقاومت های به خصوصی می شود
| Design By : Night Skin |



