یاد باد آن روزگاران یاد باد
یاد و خاطره ی روزهای تلخ و شیرین دانشگاه تهران
يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد . اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود. دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو داد. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره . بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. ..... پسره و گفت : مراقب
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388ساعت
14:46 توسط یوسف سوداگری| |
| Design By : Night Skin |


