چرخ ماشين در خاك نرم گير كرده و جلو نميرود. در اين شيب تند، هرچه گاز ميدهيم، فايده ندارد و مدام پسرفت داريم به جاي پيشرفت.
ديگر تقريبا چارهاي نداريم جز آنكه ترمز دستي را بكشيم و پشت چرخها هم سنگ بگذاريم تا صبح شود. ساعت 2بامداد است و هنوز شام نخوردهايم. نور نداريم و همچنين درك درستي از موقعيتمان؛ تنها ميدانيم كه در طالقان هستيم.
طالقان منطقهاي است ييلاقي در شمال غربي تهران كه ميشود پس از روزها كار طاقتفرسا و زندگي در اين شهر دودزده براي يك روز به آنجا پناه برد و در سكوت و آرامش طبيعت بكرش خستگيها را جاگذاشت.
طبيعتا اين منطقه مانند شمال كشور يا شهرهايي مانند مشهد، اصفهان، شيراز، تبريز و... نيست كه بتواني چندين و چند روز در آن بماني. سفر يكروزه به طالقان ميتواند گزينه مناسبي براي گذران آخرهفته باشد. در چنين سفرهايي، رفتن به هتل و اقامت در مهمانپذير، چندان مدنظر نيست. رفتن به دامان طبيعت و يك روز با امكانات كمتر زندگيكردن، گاهي لازم است!
حالا صبح شده است. شب را در شيبي تند و سطحي پر از سنگ گذراندهايم، در حالي كه چند ساعت بيشتر نيز نخوابيدهايم و آفتاب از ساعت هفت صبح به بعد آنقدر تند شده كه ديگر امكان ماندن در چادر را نميدهد. اولين فكري كه پس از بيداري به سراغمان ميآيد، ماشيني است كه در سراشيبي گير كرده.
حالا در اين روز روشن ميتوانيم وضعيت را بهتر تشخيص دهيم. گرچه شيب تند است، اما راهي به دره ندارد و تازه ميفهميم ترس ديشب ما تا حدودي بيمورد بوده. هر طور شده، ماشين را از وضعيتي كه در آن گير كرده بيرون ميآوريم و به راه ميافتيم.
حالا كه روز شده، زيباييهاي منطقه نمايانتر است و ميتوان بهواقع از آن لذت برد. به نظر ميرسد براي ماندن و اطراقكردن، مكانهاي بهتري هم وجود داشته كه ما در آن تاريكي نتوانستهايم آنها را ببينيم.
رودخانه شاهرود كه از اين منطقه ميگذرد، كنارهاي باصفا و مناسب براي ماندن دارد. بر سر راه اين رودخانه، سدي خاكي زده شده با نام سد طالقان. درياچهاي كه پشت اين سد تشكيل شده نيز مكان خوبي است براي گذراندن وقت.
در دل كوههاي بلند
رشته كوه البرز مملو است از چشمههاي آب گرم و طبيعتا منطقه طالقان هم كه در كنار اين رشته كوهها واقع شده، از اين قاعده مستثني نيست.
مشهورترين اين چشمهها عبارتند از: چشمه آب گرم در شمال روستاي گراب در بالاطالقان، چشمه آب گرم «گنداب» در شمال روستاي دهدر در بالاطالقان و چشمه آب گرم در شمال روستاي هرنج. همچنين در اين منطقه غارها و دخمههاي طبيعي فراواني وجود دارد كه برخي از آنها را معرفي ميكنيم.
غار بزج: اين غار در روستاي بزج طالقان واقع شده و در گذشته، از آن به عنوان پناهگاه استفاده ميشده است.
آثاري از كارهاي دستي و محل دروازه و ديدهباني و همچنين نشيمنگاه در آن مشاهده ميشود. طول اين غار 25متر است.
غار كلهسنگ: در كوهي به همين نام در نزديكي قريه سوهان و قريه آرتون واقع شده. دهانه غار بسيار تنگ است. پس از پيشروي در غار، دهانه چاهي به عمق 4متر نمودار ميشود كه بايستي به كمك طناب از آن پايين رفت و در آنجا محوطه بزرگي ديده ميشود كه تعداد زيادي اسكلت انسان روي هم انباشته شده است.
درون اين غار، منابع آبهاي زيرزميني ديده ميشود و از سنگچينيهاي دستي درون غار استنباط ميشود كه سابقا عده زيادي درون اين غار ميزيستهاند.
غار مرغبند: در شمال روستاي «ناريان» قرار دارد و كمتر بدان توجه شده است.
دخمه باستاني خليزر: در مزرعهاي به همين نام در روستاي «وركش» واقع شده و داراي اتاقها و محل نشيمن است.
دخمه باستاني بادامستان: در جوار امامزاده يوسف، روبهروي روستاي «وشته» قرار گرفته و حدود ده اتاق دارد.
ميزان بارندگي نسبتا زياد اين منطقه كوهستاني و چشمهساران فراوان و رودخانههاي فصلي و دائمي آن، منشاء وجود و پيدايش آبشارهاي زيادي است و اين از ديگر جلوهها و زيباييهاي طبيعي طالقان به شمار ميرود.
آبشارهاي متعدد فصلي و دائمي در انحنا و سينه كوهها و دامنه ارتفاعات، چشمها را مينوازد. مشهورترين اين آبشارها عبارتند از: آبشار «شلبن» در جنوب روستاي بزج، آبشار «ترنو» در جزينان دربند و آبشار «آسكان» در روستايي به همين نام، آبشار «سفيدآب» در جوار مزرعه و كوهي به همين نام كه در غرب قله شاهالبرز واقع است.
اين آبشارها در فصل زمستان، جلوه خاصي از زيبايي به خود ميگيرند و بهحدي قنديلهاي يخ تشكيل ميدهند كه اعجاب بيننده را برميانگيزند.
راه رفتن بر البرز
بارزترين ويژگي طبيعت طالقان، وجود ارتفاعات و قلل متعدد و زيباست. رشتهكوه فرعي طالقان، بخشي از رشتهكوه اصلي البرز است كه طول آن حدود 90كيلومتر و عرض آن از 5 تا 25كيلومتر است.
معروفترين قله رشته طالقان، شاهالبرز(البرز بزرگ) با بلنداي 4200متر از سطح درياست كه در شمال آن، هشت يخچال كوچك، ديدني و زيبا وجود دارد كه جمع مساحت آنها حدود 260000 مترمربع است.
پوشش گياهي غني و چشمهساران زلال و آبشاران متعدد آن، زيبايي كمنظيري به اين قله داده است؛ قلهاي كه در عين حال سفره پرباري براي دامداران منطقه و مامني گشادهدست براي حيات وحش منطقه است.
چهره زيبا و نعمات فراوان شاهالبرز، اين قله را در ديده دلبستگان آن، به هيات زيباترين چكاد جهانشان جلوهگر ساخته است.
شاهالبرز 5 قله فرعي دارد كه بين گردنه مالخاني و تنوركان واقع شده است.شاه البرز، نمونهاي است از دهها قله ديگر طالقان كه از جمله مهمترين آنها عبارتند از:
قله «صاد» با ارتفاع حدود 4000 متر از سطح دريا در شرق دره جزينان، قلل «كلوان1» و «كلوان2»، «ميشچال2،1و3» با ارتفاع 4150 تا 4200 متر، قلل «لشكرك كوچك» و «لشكرك بزرگ»، «زرين كوه» يا «ماسهچال»، «كاهار بزرگ و كوچك».
دكتر هانس بوبك - استاد دانشگاه و زمينشناس اتريشي - در سال 1934 م، نقشه صحيحي از علمكوه را با مقياس يك/صدهزارم و با استفاده از برخي عكسهاي هوايي تهيه كرده است كه اين نخستين گام بسيار مهم و ارزنده در راه شناسايي منطقه طالقان و تختسليمان به حساب ميآيد.
وي از طريق دره «پراچان» كه مسير جنوبي دستيابي به قلل رشته تخت سليمان است، با استفاده از راهنمايان محلي از گردنه هزارچم عبور و كليه قلل مشخص سمت شرقي و غربي گردنه را نامگذاري كرده كه با استفاده از گويش محلي روستاي پراچان انجام پذيرفته است.
سفري براي دوري از شهر
با آنكه نقاط ديدني بسياري را در طالقان به شما معرفي كرديم، ولي پيشنهاد ما براي گذراندن بعدازظهر سفرتان، كناره رودخانه شاهرود است؛ رودخانهاي كه همچنان بكر مانده و اگر اهل جمعآوري سنگهاي زيبا و كلكسيون سنگ هستيد، ميتوانيد سنگهاي خوبي از اين رودخانه جمعآوري كنيد؛ اتفاقي كه در رودخانههايي مانند جاجرود، كرج و... رخ نميدهد. از آنجا كه امكان رفتن به كنار رودخانه با ماشين هم وجود دارد، مشكلات احتمالي شما كمتر ميشود.
طالقان منطقهاي است كوهستاني كه گاهي دماي آن به يازده درجه زير صفر هم ميرسد؛ البته در فصل زمستان. ولي در هر صورت تا هوا گرم است، آخر هفتهاي را در اين منطقه بگذرانيد.
براي سفر، حتما به چند نكته توجه كنيد؛ اول، همراهداشتن وسايل لازم و كمكهاي اوليه؛ بهخصوص اگر ميخواهيد اندكي كوهنوردي كنيد.
پس از آن، حتما هنگام رانندگي، توجه لازم را داشته باشيد. نكته سوم خطاب به كساني است كه ميخواهند به ارتفاعات بروند؛ توصيه ما حركت با گروه و داشتن راهنماي آشنا به منطقه است. آخر سر هم حفظ محيط زيست و خودداري از تخريب آن.
تاريخچه
تاريخ طالقان به 4500سال قبل بازميگردد و آثاري از سلسلههاي مختلف پادشاهي در اين منطقه وجود دارد.
زبان مردم طالقان، فارسي و لهجه آنها تاتي است و تنها در دهكده ميناوند، مردم به زبان تركي سخن ميگويند. آيين مردم طالقان تا حدود قرن سوم هجري، دين زرتشت بوده است.
با ظهور اسلام و گرويدن مردم قزوين و ساير مناطق نزديك طالقان به مذهب شافعي و مالكي، مذاهب جديد در ميان آنان رونق پيدا كرد اما چون ساداتي كه به طالقان روي آوردند پيرو زيدبنعليبنحسينابنعلي بودند، مردم طالقان، آيين زيديه را كه حسينيه نيز ناميده ميشود قبول كرده و به آن علاقهمند شدند.
ظاهرا مذهب اسماعيليه در طالقان نفوذ و دوام قابل ملاحظهاي نداشته است زيرا مردم طالقان، بيشتر در قلمرو نفوذ حكمرانان زيديمذهب قرار داشتهاند.
به هر حال با رويكارآمدن صفويه و نفوذ حكمرانان سلسله كيانيه - خصوصا خاناحمد اول كه به آيين شيعه اثني عشري معتقد و علاقهمند بود - از گسترش و نفوذ آيين زيديه كاسته شد و مردم به مذهب اثنيعشري گرويدند. اكنون عموم طالقانيها شيعه دوازده امامي هستند.
موقعيت جغرافيايي
طالقان، منطقهاي است متشكل از 80 آبادي كه در ميان دره بزرگي در كوههاي البرز قرار دارد. اين منطقه با مساحتي حدود 1200كيلومترمربع مساحت، در فاصله حدود 140كيلومتري تهران واقع شده و ارتفاع آن از سطح دريا از 1400 تا 2600متر، متغير است.
اگر از تهران به سمت اين منطقه برويد، از شهرهاي كرج، هشتگرد و آبيك گذشته و 4كيلومتر بعد از آبيك، به جاده انحرافي و اختصاصي طالقان ميرسيد.
اين جاده پرپيچوخم، پس از گذشتن از چندين روستا سرانجام به سهراهي ميرسد كه راه پايينطالقان و بالاطالقان را از هم جدا ميكند. طالقان، يكي از شهرستانهاي حومه تهران است كه از شمال به كلاردشت و الموت و منجيل، از غرب به اوشان، از جنوب به قزوين و آبيك و هشتگرد و كرج و از شرق به كندوان و كرج متصل ميشود.
منبع: مقاله خانم مینا قاسمی